محسن جابرى عربلو
51
فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى )
و با توجه به اينكه پرندگان با منقار آب مىنوشند و آن استخوانى پاك است مىتوان گفت كه قياس دوم كه خفى ناميده مىشود از لحاظ تأثير قويتر است و بدين جهت مىگوييم قياس خفى كه همان استحسان باشد بر قياس جلى مقدم و مرجح است زيرا تقدم و رجحان از آن قوت اثر است نه ظهور و جلاء « 1 » . بالجمله دربارهء استحسان از مالك جملهاى مشهور و معروف است بدين صورت : « الاستحسان تسعة أعشار العلم « 2 » » و فقهاى مذهب مالكى در تعريف استحسان اختلاف نمودهاند و تعريفات گوناگونى گفتهاند كه برخى از آنها را نقل مىكنيم : الف - استحسان عبارت از عمل به اقوى الدليلين است . اين تعريف را ابو - الوليد باجى و ابن العربى اختيار كردهاند « 3 » . ب - از مذهب مالك چنان ظاهر مىشود كه استحسان عبارت است از اعمال استعمال مصلحت جزئيه در مقابل قياس كلى . فى المثل هرگاه شخصى با شرط خيار فسخ براى خويش چيزى را بخرد و سپس بميرد حق فسخ به ورثهاش منتقل مىشود . حال اگر آنها در امضا و رد اختلاف كنند يعنى برخى بيع را امضا و برخى ديگر رد نمايند بيع به حكم قياس منفسخ است . ليكن گفته مىشود : اگر بعض ورثه همهء مبيع را قبول نموده و بيع را امضا نمايند به موجب استحسان عقد لازم مىشود و بايع به آن ملزم مىگردد چون مصلحت چنين ايجاب مىكند . پس چنان كه ابو زهره معتقد است اساس استحسان مالكى مصلحت است « 4 » . ج - « دليل ينقدح فى نفس المجتهد لا يقدر على اظهاره لعدم مساعدة العبارة عنه » يعنى استحسان دليلى است كه به خاطر مجتهد خطور كرده و در ضميرش قوت مىگيرد ليكن بيان و اظهار آن غير مقدور و تعبير از آن بر وى دشوار مىنمايد « 5 » . و اما شافعيه گفته مىشود كه يكى از مخالفين سرسخت استحسان ، شافعى
--> ( 1 ) . اصول الفقه الاسلامى تأليف شاكر الحنبلى چاپ سوريه 1368 ه . ق . ص 319 - 320 نور الانوار فى شرح المنار تأليف ملاجيون ، ص 243 . بدائع الصنائع ج 5 ، ص 2 - 3 . ( 2 ) . ابو حنيفه ، ص 343 ، الموافقات تأليف شاطبى ج 4 ، ص 209 . ( 3 ) . الموافقات ج مذكور ، ص 208 ، ارشاد الفحول ، ص 241 . ( 4 ) . ابو حنيفه ، ص 344 ، الموافقات تأليف شاطبى ج 4 ، ص 206 ، ارشاد الفحول ، ص مذكور ، اسبوع الفقه الاسلامى ، ص 362 . ( 5 ) . المستصفى ( غزالى ) ج 1 ، ص 138 ، ارشاد الفحول ، ص 240 ، قوانين الاصول ج 2 ص 92 .